اقتصاد معیشت

تورم نابرابر؛ وقتی فقیر گران‌تر زندگی می‌کند

داده‌های اردیبهشت ۱۴۰۵ فقط از تورم بالا نمی‌گویند؛ نشان می‌دهند دهک‌های پایین، روستاها و سفرهٔ خانوار با تورمی تندتر از عدد ملی روبه‌رو هستند. وقتی اجاره را کنار بگذاریم، تورم زندگی از مرز سه‌رقمی می‌گذرد.

نوع گزارش تحلیلی
به‌روزرسانی ۵ ژوئیه ۲۰۲۶
ریسک: بالا اطمینانِ داده: بالا پرونده: اقتصاد معیشت داده: اردیبهشت ۱۴۰۵

خلاصهٔ تراز

یک عدد، دو خواندن دارد. وقتی مرکز آمار اعلام می‌کند تورمِ نقطه‌به‌نقطهٔ اردیبهشت ۱۴۰۵ به ۸۳.۹ درصد رسیده، این رقم میانگینِ کشور است — و میانگین، همان جایی است که شدت پنهان می‌شود.

زیرِ این عدد، تورم برای همه یکسان نیست. خانوارهای کم‌درآمد در سنجهٔ سالانه تورمی بالاتر از پُردرآمدها تجربه می‌کنند؛ روستا تندتر از شهر می‌سوزد؛ و اگر اجاره را — که بزرگ‌ترین و آرام‌ترین قلمِ سبد است — کنار بگذاریم، تورمِ بقیهٔ زندگیِ خانوار از مرزِ سه‌رقمی عبور کرده است.

تراز این وضعیت را ادامهٔ همان رژیم نااطمینانی می‌داند، با یک افزودهٔ مهم: نااطمینانی توزیعِ برابر ندارد. این گزارش نشان می‌دهد تورمِ ایران دیگر فقط قدرت خرید را نمی‌فرساید؛ فاصلهٔ میان فقیر و غنی را پهن‌تر می‌کند. و یک سیگنالِ تازه هم در داده هست: موجِ اولِ تورم از سفره آمد، اما موجِ دوم دارد به خدمات می‌رسد.

۱عددِ رسمی، و شتابی که زیرش پنهان است

شاخصِ قیمتِ مصرف‌کنندهٔ کلِ کشور در اردیبهشت ۱۴۰۵ به ۶۱۹.۶ رسید (پایهٔ ۱۴۰۰ برابر ۱۰۰). به زبانِ ساده: سبدی از کالا و خدمات که پنج سال پیش ۱۰۰ واحد قیمت داشت، حالا بیش از شش برابر شده است.

این شاخص سه نرخِ متفاوت تولید می‌کند، و تفاوتشان مهم است:

  • تورمِ ماهانه (نسبت به فروردین): ۸.۸ درصد
  • تورمِ نقطه‌به‌نقطه (نسبت به اردیبهشت سال قبل): ۸۳.۹ درصد
  • تورمِ سالانه (میانگین دوازده ماه): ۵۷.۷ درصد

نرخِ سالانه آرام‌ترین چهره را نشان می‌دهد، چون میانگینِ یک سالِ کامل است و نوسان‌ها را صاف می‌کند. اما نرخِ نقطه‌به‌نقطه، که شتابِ همین لحظه را اندازه می‌گیرد، نزدیک به سی واحد بالاتر است. این فاصله خودش یک پیام دارد: وقتی نقطه‌به‌نقطه این‌قدر از میانگین جلو می‌زند، تورم در حالِ تشدید است، نه فروکش.

و نکته‌ای که نباید از قلم بیفتد: همین نرخِ نقطه‌به‌نقطه فقط در یک ماه ۱۰.۴ واحد درصد بالا رفت — از حدود ۷۳.۵ درصد در فروردین به ۸۳.۹ درصد در اردیبهشت. جهشی به این بزرگی در فاصلهٔ یک ماه، نشانهٔ اقتصادی است که آرام نگرفته.

کارت داده — اردیبهشت ۱۴۰۵
شاخص: ۶۱۹.۶ · ماهانه: ۸.۸٪ · نقطه‌به‌نقطه: ۸۳.۹٪ · سالانه: ۵۷.۷٪

۲چرا فقیر گران‌تر زندگی می‌کند

اینجا مهم‌ترین یافتهٔ این گزارش است، و با یک تصورِ رایج تعارض دارد. فرضِ عمومی این است که تورمِ بالا مثلِ بارانی است که بر سرِ همه یکسان می‌بارد. داده اردیبهشت خلافش را نشان می‌دهد.

نرخِ تورمِ سالانه برای دهک‌های مختلف یکسان نیست:

  • دهک دوم (کم‌درآمد): ۶۳.۲ درصد
  • دهک دهم (پُردرآمد): ۵۵.۹ درصد

شکاف، ۷.۳ واحد درصد است — و جهتش معکوسِ تصورِ رایج: فشار بر پایینِ هرم سنگین‌تر است. علتش تصادفی نیست؛ ساختاری است و یک نام دارد. اقتصاددانان به آن قانون انگل می‌گویند: هرچه درآمدِ خانوار کمتر باشد، سهمِ بزرگ‌تری از آن صرفِ خوراک می‌شود.

داده همین را تأیید می‌کند. سهمِ خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها در سبدِ مصرف:

  • دهک اول: حدودِ ۴۱ درصد از کلِ خرج
  • دهک دهم: حدودِ ۲۱ درصد

حالا این دو واقعیت را کنارِ هم بگذارید: خوراکی موتورِ اصلیِ تورمِ امروز است، و فقیر بیشترین سهمِ درآمدش را خرجِ خوراکی می‌کند. نتیجه روشن است — همان چیزی که خانوارِ کم‌درآمد بیشتر می‌خرد، دقیقاً همان چیزی است که بیشترین گرانی را دارد. تورم، به جای اینکه فقط جیب‌ها را خالی کند، فاصلهٔ میانِ جیب‌ها را بیشتر می‌کند.

کارت دهکی — تورم سالانه
دهک دوم: ۶۳.۲٪دهک دهم: ۵۵.۹٪ · سهم خوراکی — دهک اول: ~۴۱٪دهک دهم: ~۲۱٪

یک قید لازم است تا تصویر دقیق بماند: این برتریِ تورمیِ دهک‌های پایین در سنجهٔ سالانه و در سفره صادق است. در تورمِ همین یک ماه، تصویر فرق می‌کند — که بخشِ بعدی به آن می‌رسد.

۳تورم سفره؛ کالاهایی که از میانگینِ ملی فرار کرده‌اند

عددِ ملیِ ۸۳.۹ درصد یک میانگین است؛ سفره تصویرِ خام‌تری می‌دهد. گروهِ خوراکی‌ها در یک سال ۱۳۱.۳ درصد گران شده — یعنی بیش از یک‌ونیم برابر. اما داخلِ همین گروه هم شدت یکسان نیست (همهٔ ارقام نقطه‌به‌نقطه‌اند):

  • روغن‌ها و چربی‌ها: ۲۶۶.۹ درصد
  • گوشت قرمز و ماکیان: ۱۷۵.۸ درصد
  • شیر، پنیر و تخم‌مرغ: ۱۶۱.۱ درصد
  • نان و غلات: ۱۴۰.۶ درصد

این فهرست یک ویژگیِ مشترک دارد که آن را نگران‌کننده می‌کند: هیچ‌کدام کالای لوکس نیستند. روغن، تخم‌مرغ، مرغ و نان ستونِ پروتئین و کالریِ ارزانِ سفرهٔ ایرانی‌اند — همان اقلامی که خانوار نمی‌تواند از سبدش حذف کند. روغن که از همه بیشتر جهیده، وابسته‌ترین قلم به ارز و واردات است؛ پس فشارِ ارزی مستقیم‌تر و سریع‌تر روی آن می‌نشیند تا بقیهٔ سفره.

وقتی این اقلام می‌سوزند، خانوار فقط بیشتر خرج نمی‌کند؛ کیفیتِ تغذیه‌اش را پایین می‌آورد — کمتر گوشت، کمتر لبنیات، و جایگزینیِ پروتئین با نشاسته. این همان نقطه‌ای است که تورم از یک آمار به یک تصمیمِ روزانه تبدیل می‌شود.

کارت سفره — نقطه‌به‌نقطه
روغن: ۲۶۶.۹٪ · گوشت: ۱۷۵.۸٪ · لبنیات و تخم‌مرغ: ۱۶۱.۱٪ · نان: ۱۴۰.۶٪

۴روستا؛ جایی که تورم سه‌رقمی شده است

یک شکافِ دیگر، این‌بار جغرافیایی. برخلافِ تصورِ رایج که زندگیِ روستایی ارزان‌تر است، تورم در روستا تندتر می‌دود:

  • تورمِ نقطه‌به‌نقطهٔ روستایی: ۱۰۱.۸ درصد
  • تورمِ نقطه‌به‌نقطهٔ شهری: ۸۰.۸ درصد

فاصله ۲۱ واحد درصد است، و روستا از سدِ سه‌رقمی عبور کرده. منطقِ محتمل همان قانونِ انگل است: سبدِ خانوارِ روستایی سهمِ بیشتری خوراکی دارد، و خوراکی گران‌ترین بخشِ تورم است. اما اینجا باید محتاط بود — داده‌های موجود سهمِ خوراکیِ تفکیک‌شدهٔ شهر و روستا را به‌صراحت نمی‌دهند. پس این توضیح محتمل است، نه اثبات‌شده؛ علتِ دقیقِ شکاف به داده تفکیکیِ بیشتری نیاز دارد.

۵چرا عددِ ملی شدتِ سفره را پنهان می‌کند

اینجا یک واقعیتِ آماری هست که کمتر دیده می‌شود اما تصویر را عوض می‌کند. در میانِ همهٔ این ارقامِ بالا، یک گروه آرام مانده: مسکن، آب، برق، گاز و سوخت، با تورمِ نقطه‌به‌نقطهٔ ۳۴.۷ درصد و تورمِ سالانهٔ ۳۵.۶ درصد — کمتر از نصفِ میانگین. اجاره هم نقطه‌به‌نقطه فقط ۳۰.۹ درصد رشد کرده.

این آرامش، عددِ کل را به‌سمتِ پایین می‌کشد، چون مسکن بزرگ‌ترین وزن را در سبد دارد (بیش از یک‌سومِ کل). و دقیقاً همین‌جاست که میانگین فریب می‌دهد: اگر اجاره را از محاسبه کنار بگذاریم، شاخصِ کلِ بدونِ اجاره تورمِ نقطه‌به‌نقطهٔ ۱۰۷.۹ درصد نشان می‌دهد.

تفاوت را ببینید: عددِ رسمیِ ۸۳.۹ درصد در برابرِ ۱۰۷.۹ درصد برای زندگیِ بدونِ اجاره. یعنی واقعیتِ کالا و سفره از مرزِ سه‌رقمی گذشته، و تنها وزنِ بالای مسکن است که میانگین را دو‌رقمی نگه داشته.

و آرامشِ اجاره لزوماً خبرِ خوبی نیست. می‌تواند نشانهٔ کاهشِ توانِ پرداختِ مستأجر و رکودِ بازارِ اجاره باشد، نه فروکشِ واقعیِ فشار. خانواری که دیگر توانِ اجارهٔ بالاتر را ندارد، به حاشیهٔ شهر یا خانهٔ کوچک‌تر رانده می‌شود؛ این جابه‌جایی در نرخِ تورمِ اجاره دیده نمی‌شود.

عددِ رسمیِ ۸۳.۹ درصد در برابرِ ۱۰۷.۹ درصد برای زندگیِ بدونِ اجاره؛ واقعیتِ سفره و کالا سه‌رقمی شده، و تنها وزنِ بالای مسکن میانگین را دو‌رقمی نگه داشته است.

۶آستانهٔ سه‌رقمی؛ کجا دیگر دو‌رقمی نیست

حالا که مصداق‌ها را دیدیم، می‌توان جمع‌بندی کرد. عددِ ملیِ ۸۳.۹ درصد دو‌رقمی به‌نظر می‌رسد، اما یک لایه پایین‌تر، بخش‌های مهمی از اقتصاد از سدِ سه‌رقمی عبور کرده‌اند: خوراکی‌ها (۱۳۱.۳٪)، زندگیِ بدونِ اجاره (۱۰۷.۹٪)، روستا (۱۰۱.۸٪)، و در سطحِ تک‌قلم، گوشت (۱۷۵.۸٪) و روغن (۲۶۶.۹٪).

برای خانواری که سبدش عمدتاً خوراکی است و مستأجر هم نیست، تورمِ زیسته نه ۸۳ درصد، که نزدیک به سه‌رقمی است. میانگین این را پنهان می‌کند — نه از رویِ دستکاری، بلکه چون میانگین‌گرفتن ذاتاً شدت را رقیق می‌کند.

۷موجِ دوم؛ وقتی تورم از سفره به خدمات می‌رسد

تا اینجا تصویرِ سالانه بود. اما اگر فقط به همین یک ماه نگاه کنیم، جهتِ شتاب عوض می‌شود — و این مهم‌ترین سیگنالِ پیش‌نگرِ گزارش است.

تورمِ ماهانهٔ گروهِ خوراکی ۸.۰ درصد بود، اما گروهِ کالاهای غیرخوراکی و خدمات ۹.۵ درصد — یعنی در همین ماه، موتورِ شتاب از سفره به سمتِ خدمات چرخیده. نگاه به تک‌اقلام این را روشن‌تر می‌کند (همه ماهانه):

  • حمل‌ونقل: ۲۰.۲ درصد
  • بهداشت و درمان: ۱۸.۳ درصد
  • مبلمان و لوازم خانگی: ۱۶.۱ درصد
  • ارتباطات: ۱۴.۴ درصد

این همان چیزی است که چهرهٔ متناقضِ دهک‌ها را توضیح می‌دهد. در سنجهٔ سالانه فقیر بیشتر می‌سوزد (چون موتور خوراکی است)، اما در تورمِ همین ماه دهک دهم عددِ بالاتری دارد — چون سبدِ پُردرآمدها به خدمات و کالاهایی مثلِ حمل‌ونقل و درمان حساس‌تر است، و این‌ها همان‌هایی‌اند که این ماه جهیدند.

پیامِ ساختاری روشن است: موجِ اولِ تورم از خوراکی آمد و دهک‌های پایین را زد؛ موجِ دوم دارد از خدمات می‌آید و دامنه‌اش گسترده‌تر است. تورمی که از سفره شروع شد، حالا به درمان، حمل‌ونقل و خدمات سرریز می‌کند — و این یعنی فشار در ماه‌های آینده می‌تواند طبقاتِ بالاتر را هم درگیر کند.

کارت موجِ دوم — تورم ماهانه
خوراکی: ۸.۰٪ < غیرخوراکی و خدمات: ۹.۵٪ · حمل‌ونقل: ۲۰.۲٪ · درمان: ۱۸.۳٪

۸نقشهٔ انتقال (کوتاه)

این گزارش دربارهٔ توزیعِ تورم است، نه موتورهای آن. آن زنجیره — از کسری بودجه و فشارِ پولی تا فشارِ ارزی، انتظارات و فرار از ریال — را تراز جای دیگری کامل باز کرده است.

برای تصویرِ کاملِ سازوکارِ تورم، دو گزارشِ مکمل را ببینید: گزارشِ پایهٔ «تورم ایران؛ از عدد رسمی تا رژیم نااطمینانی»، و «پولِ فردا، امروز ساخته می‌شود» — که توضیح می‌دهد چرا ترکیبِ نقدینگی و نقدشونده‌ترشدنِ پول می‌تواند موادِ خامِ تورمِ ماه‌های آینده را تأمین کند. آن سیگنالِ پولی و موجِ دومِ خدماتیِ این گزارش، یک چیز را از دو زاویه می‌گویند: فشار هنوز فعال است.

۹سه سناریو

شوک تشدید

جهشِ مجددِ ارز یا بازگشتِ تنشِ امنیتی، از کانالِ کالاهای وابسته به واردات منتقل می‌شود؛ روغن و گوشت زودتر و شدیدتر واکنش می‌دهند و تورمِ سه‌رقمیِ سفره به لایه‌های بیشتری سرریز می‌کند.

فرسایش کنترل‌شده (پایه)

بدونِ شوکِ تازه، تورم بالا می‌ماند و موجِ دوم به خدمات می‌رسد، اما انفجار رخ نمی‌دهد. فاصلهٔ دهکی و شکافِ شهر-روستا به‌تدریج پهن‌تر می‌شود؛ فرسایش، یکنواخت نیست.

آرامشِ محدود

کاهشِ موقتِ سرعتِ قیمت‌ها ممکن است، اما تا وقتی فاصلهٔ طبقاتی و فشارِ سفره ترمیم نشده، این آرامش پایانِ بحران نیست. کندشدنِ میانگین، نابرابریِ زیرِ آن را حل نمی‌کند.

۱۰رادارِ ماه‌های بعد

چه چیزی را دنبال کنیم

  • شکافِ دهکی. اگر فاصلهٔ تورمِ دهک دوم و دهم از ۷.۳ واحد بیشتر شود، نابرابری در حالِ تعمیق است.
  • شکافِ شهر و روستا. آیا فاصلهٔ ۲۱ واحدی پایدار می‌ماند یا گسترش می‌یابد.
  • شاخصِ بدونِ اجاره. سنجهٔ واقعی‌ترِ فشارِ زندگی، فارغ از وزنِ آرام‌کنندهٔ مسکن.
  • موجِ خدمات. آیا تورمِ ماهانهٔ غیرخوراکی همچنان از خوراکی جلو می‌زند — نشانهٔ سرریزِ موجِ دوم.
نقطهٔ کور
علتِ دقیقِ شکافِ شهر و روستا نیازمندِ داده تفکیکیِ سبدِ مصرف است؛ توضیحِ مبتنی بر سهمِ خوراکی محتمل است، نه قطعی. داده دهکی منتشر شده، اما تجربهٔ زیستهٔ هر دهک کامل قابلِ اندازه‌گیری نیست. چرخشِ موجِ تورم به خدمات از داده یک ماه استنباط شده؛ تأییدش به روندِ چند ماه نیاز دارد.
یادداشت روش
داده‌های اصلیِ این گزارش از مرکز آمار ایران و مربوط به خانوارهای کلِ کشور است. داده بانک مرکزی مربوط به شاخصِ بهای کالاها و خدماتِ مصرفی در مناطقِ شهری است؛ به همین دلیل ارقامِ آن با مرکز آمار مستقیماً یکسان نیستند. برای مناطقِ شهری، بانک مرکزی تورمِ سالانهٔ ۵۳.۹٪، نقطه‌به‌نقطهٔ ۷۷.۲٪ و ماهانهٔ ۸.۵٪ را گزارش کرده است.
برای خواندنِ سازوکارِ پولیِ پشتِ این فشار، گزارشِ «پولِ فردا، امروز ساخته می‌شود» را ببینید. و اتاقِ «پول، ریسک و تصمیم» برای همین طراحی شده: خواندنِ عددهای رسمی، جداکردنِ سیگنال از میانگین، و تبدیلِ داده خام به نقشهٔ تصمیم.

منابع و دانلود

سندِ منبع · دانلود رایگان شاخص قیمت مصرف‌کننده — اردیبهشت ۱۴۰۵ مرکز آمار ایران · PDF
↓ دانلود PDF
سندِ منبع · دانلود رایگان شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی مناطق شهری — اردیبهشت ۱۴۰۵ بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران · PDF
↓ دانلود PDF

منابع: مرکز آمار ایران — شاخص قیمت مصرف‌کننده، اردیبهشت ۱۴۰۵؛ بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران — شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری، اردیبهشت ۱۴۰۵. ارقام بر پایهٔ ۱۴۰۰=۱۰۰. تحلیلِ مسیرِ تورم، برداشتِ تحریریهٔ تراز است و توصیهٔ سرمایه‌گذاری نیست.

سنجه‌های این گزارش · روش تراز

نوع منبعرسمی — مرکز آمار (دادهٔ دهکی)
سطح اطمینانبالا
سطح ریسکبالا (نابرابریِ معیشتی)
نقطهٔ کوردادهٔ هزینه-درآمدِ خانوارِ به‌روز
سناریوی جایگزینتعمیقِ شکاف با تداومِ تورمِ خوراکی
محرک بازبینیگزارشِ بعدیِ هزینه-درآمدِ خانوار
استفاده از AIبرای دسته‌بندیِ منابع و ساختاردهیِ اولیه؛ داوریِ نهایی، انتخابِ منبع، تیتر و سطحِ ریسک انسانی و سردبیری بوده است.

این سنجه‌ها بر پایهٔ روشِ تراز و محتوای همین گزارش تهیه شده‌اند و در چارچوب روش کار تراز قابل خواندن‌اند.

سنجه‌های روش (منبع، اطمینان، ریسک، نقطهٔ کور و سناریو) در باکسِ «سنجه‌های این گزارش» آمده است. برای تحلیلِ اختصاصی یا بریفینگ روی همین موضوع:

رادار هفتگی تراز را بگیرید

هر هفته یک روند، یک عدد، یک ریسک؛ خوانشِ کوتاهِ تراز از اقتصاد، قدرت، روایت و آیندهٔ ایران.

پس از عضویت، لینکِ تأیید به ایمیل‌تان ارسال می‌شود.