جمهوری اسلامی میخواهد از هرمز فقط مسیر عبور نسازد؛ میخواهد از آن حق حاکمیت، پول و ابزار چانهزنی بسازد. آمریکا و غرب اما نگراناند که اگر این مدل جا بیفتد، یک تنگه طبیعی و بینالمللی به گیت پولی و امنیتی ایران تبدیل شود. در میانه این کشاکش، چین هم بازی خودش را دارد: پکن هرمز بسته نمیخواهد، اما از هرمز نیمهباز و پرهزینه برای آمریکا هم الزاماً ناراضی نیست. پرسش اصلی رصد هرمز این است: هر مسیر پیش رو چه هزینهای برای اقتصاد ایران، معیشت مردم و آینده سرمایهگذاری دارد؟
۱. دعوای اصلی: عبور نیست، قواعد عبور است
از اسفند ۱۴۰۴ (اواخر فوریهٔ ۲۰۲۶) که جنگ میان آمریکا و اسرائیل از یکسو و ایران از سوی دیگر آغاز شد، هرمز از یک مسیر تجارت به موضوع حکمرانی امنیتی و پولی تبدیل شده است. مسئله هرمز دیگر فقط این نیست که کشتی رد میشود یا نه؛ مسئله این است که هر کشتی با چه مجوزی، از چه مسیری، با چه بیمهای، با چه هزینهای و زیر کنترل چه کسی رد میشود.
جمهوری اسلامی روی سه محور مانور میدهد: کنترل مسیر عبور کشتیها، حق رد یا تأیید عبور برای کشتیهایی که تهدید امنیتی تشخیص میدهد، و گرفتن پول یا هزینه — چه به نام عوارض رسمی، چه به نام خدمات ناوبری، امنیتی، محیطزیستی یا راهنمایی مسیر. آمریکا و غرب با این مدل مشکل دارند، چون اگر ایران بتواند از یک آبراه بینالمللی پول و کنترل رسمی بسازد، سابقهای خطرناک برای تجارت جهانی ایجاد میشود؛ کارشناسان حقوق دریایی بارها هشدار دادهاند که پذیرفتن چنین الگویی میتواند زمینه را برای ادعاهای مشابه در تنگه جبلطارق، مالاکا یا تایوان باز کند.
۲. وضعیت فعلی؛ آتشبس شکننده و گیت نیمهرسمی
حمله مشترک آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، همراه با کشتهشدن آیتالله علی خامنهای، نقطه آغاز جنگی بود که تا امروز به توافق نهایی نرسیده است. آنچه اکنون برقرار است، آتشبسی شکننده و مذاکراتی نامنظم است، نه صلح تثبیتشده. در همین فاصله، سپاه یک رژیم غیررسمیِ شبیه گیت عبور را در هرمز پیاده کرده: کشتیها باید مشخصات محموله، مالکیت و خدمه را به واسطههای تأییدشده بدهند، کد عبور بگیرند و از مسیر تازهای در نزدیکی جزیره لارک، زیر اسکورت شناورهای سپاه، عبور کنند. به گفته نهادهای اطلاعات دریایی، دستکم چند فروند کشتی هزینه عبور را به یوان پرداخت کردهاند.
ترافیک تنگه در روزهای نخست جنگ تا حدود ۹۰ درصد افت کرد و از آن زمان بهتدریج در حال بازگشت است، اما همچنان ناپایدار: در روزهای اخیر چند فروند کشتی که کوچه نزدیک ساحل عمان را امتحان کرده بودند، بهدلیل حضور شناورهای گشت سپاه مجبور به بازگشت شدند. مذاکرات آمریکا و ایران — از جمله درباره آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده و سرنوشت عوارض هرمز — این هفته بهدلیل مراسم تشییع چندروزه خامنهای متوقف شده و قرار است پس از آن از سر گرفته شود. جانشینی پسر او، مجتبی خامنهای، هنوز با ابهام همراه است؛ او که در همان حمله مجروح شده بود، تا امروز ظاهر علنی نداشته است. این ترکیب — رهبری تازه و کمرونماییشده، آتشبس بیثبات و گیت غیررسمی هرمز — نقطه شروع همه سناریوهای پیشرو است.
اثر اقتصادی این وضعیت از هماکنون محسوس است: ریسک حمل و بیمه بالا مانده، واردات با تأخیر و هزینه بیشتر روبهرو است، انتظارات ارزی شکننده باقی مانده، و سرمایهگذار در حالت انتظار نشسته. خانوار هم از مسیر قیمت کالای وارداتی، دارو، غذا، نهاده دامی و سوخت فشار میبیند.
۳. سناریوی توافق نرم؛ مدل خدماتی با نقش عمان
در این سناریوی محتملتر برای طرف غربی، ایران از عوارض اجباری و آشکار عقب مینشیند و بهجای آن مدل خدماتی شکل میگیرد: هزینه برای ایمنی، ناوبری، محیطزیست یا راهنمایی مسیر، ترجیحاً با میانجیگری عمان و زیر نظارتی چندجانبهتر. توافق فرانسه و بریتانیا با عمان بر سر کمک به ایمنسازی تردد، که هفته گذشته اعلام شد، میتواند مقدمه چنین مسیری باشد؛ هرچند ایران به همین توافق هم واکنش تند نشان داده و هرگونه حرکت نظامی غربی در تنگه را «هشدار جدی» خوانده است.
اگر این مسیر جا بیفتد، در این خوانش بهترین سناریو برای کاهش ریسک اقتصادی ایران خواهد بود: بیمه و حمل احتمالاً ارزانتر میشود، صادرات نفت و پتروشیمی قابلاتکاتر میشود، و فشار انتظاری روی ارز کم میشود. اما اثر معیشتی واقعی فقط زمانی میرسد که این گشایش دریایی به واردات، توزیع و قیمت مصرفکننده هم منتقل شود؛ فاصله میان آرامش در آبهای آزاد و آرامش در بازار داخلی میتواند ماهها طول بکشد.
۴. سناریوی توافق سخت؛ پول هست، اسمش خدمت است
در مدلی سختتر، ایران رسماً میگوید عوارض نمیگیرد، اما عبور را به هماهنگی امنیتی اجباری، مسیر تأییدشده، راهنمایی و مجوز پیشین گره میزند — همان چیزی که هماکنون بهصورت غیررسمی در حال اجراست و ممکن است صرفاً قانونی و دائمی شود. طرح نمایندگان مجلس برای «تثبیت حاکمیت، کنترل و نظارت» ایران بر هرمز و ایجاد منبع درآمد از محل عوارض، نشانهای از تمایل به این مسیر است.
در این حالت، حکومت احتمالاً درآمد و کنترل میگیرد، اما ریسک کشور برای بیمهگر و کشتیدار پایین نمیآید؛ واردکننده همچنان این ریسک را در قیمت کالا مینشاند و سرمایهگذار بلندمدت عقب میماند. برای مردم، این یعنی گشایش سیاسی هست، اما کاهش پایدار قیمت لزوماً نه.
۵. سناریوی تداوم خاکستری؛ نه توافق کامل، نه بازگشت جنگ
این سناریو، تداوم همان چیزی است که اکنون در جریان است و شاید محتملترین مسیر کوتاهمدت باشد: هشدار، توقف کشتی، تیراندازی محدود، مذاکره، بازگشایی موقت مسیر، و دوباره هشدار. اقتصاد در این حالت در انتظار میماند؛ جنگ کامل نیست که تکلیف مشخص شود، صلح هم نیست که سرمایه برگردد.
در این خوانش، تورم میتواند موجی حرکت کند: هر هشدار دریایی تازه روی ارز، بیمه، حمل، کالای وارداتی، دارو، نهاده دامی، روغن، گندم، سویا و قطعات صنعتی اثر انتظاری میگذارد. سرمایهگذار در این فضا عملاً یک پیام مشترک میگیرد: فعلاً صبر کن.
۶. سناریوی برخورد سخت غرب؛ اسکورت، مینروبی، خط عمانی
فرانسه و بریتانیا از هماکنون گفتهاند برای حمایت از آزادی دریانوردی «آماده استقرار یک مأموریت نظامی چندملیتی» هستند. اگر این مسیر جدیتر شود، آمریکا و متحدانش ممکن است هیچ حق کنترل یا عوارض اجباری ایران را نپذیرند و مسیر جنوبی یا عمانی را با اسکورت و احتمالاً مینروبی باز نگه دارند.
اگر برخورد در همین سطح محدود بماند، مسیر تجارت جهانی شاید باز بماند، اما هزینهاش برای ایران بالا میرود: تحریم تازه، سختتر شدن بیمه برای کشتیهای مرتبط با ایران، کاهش بیشتر سرمایهگذاری، فشار ارزی، و احتمال برخورد نظامی محدود در آبهای تنگه. ایران همین حالا این گزینه را «هشدار جدی» خوانده؛ یعنی واکنش او به هر گام عملی در این مسیر میتواند فوری باشد.
۷. سناریوی شکست کامل؛ بازگشت درگیری گسترده
پرهزینهترین مسیر پیشرو، فروپاشی آتشبس فعلی و بازگشت به درگیری گسترده است — حالتی که کشور در فوریه امسال یکبار آن را تجربه کرد. اگر ایران عبور را بهشدت محدود کند یا آمریکا و متحدان پاسخ نظامی و تحریمی تازهای بدهند، افت صادرات، سختترشدن واردات، جهش هزینه بیمه و حمل، فشار شدیدتر بر ارز، کسری بودجه، کمبود کالا، رکود سرمایهگذاری و شتاب تورم دور از انتظار نخواهد بود.
بستن هرمز مثل نگهداشتن دست روی گلوی طرف مقابل است، وقتی بخشی از اکسیژن خودت هم از همان مسیر میآید.
برای معیشت، این یعنی کالای وارداتی و مواد اولیه گرانتر یا کمیابتر میشوند، تولید داخل با هزینه بالاتر کار میکند، و دولت برای پوشاندن کسری به مسیرهای تورمزا نزدیکتر میشود.
۸. سناریوی معامله بزرگ؛ دارایی آزاد، کنترل غیررسمی باقی
گفتوگوهای دوحه میان ایران و آمریکا، به گفته میانجی قطری، «پیشرفت مثبت» داشته و ظاهراً بخشی از آن به آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران مربوط بوده است. یک مسیر ممکن این است که دو طرف برای جلوگیری از بازگشت جنگ روی بستهای بزرگتر توافق کنند: بخشی از داراییهای ایران آزاد شود، صادرات نفت روانتر شود، هرمز بدون عوارض رسمی بماند، اما ایران بخشی از نقش امنیتی و کنترلی خود را بهصورت غیررسمی حفظ کند.
اثر کوتاهمدت چنین توافقی احتمالاً روانی و مثبت است: ارز آرامتر، واردات روانتر، التهاب کمتر. اما ریسک این است که گشایش در سطح دولت و حلقههای نزدیک به مسیر پول متوقف بماند و مردم فقط کاهش موقت التهاب را ببینند، نه بهبود پایدار معیشت.
۹. چین؛ کانال سبز یا برنده خاکستری؟
چین هرمز بسته نمیخواهد، چون به انرژی خلیج فارس نیاز دارد؛ پیش از این بحران، حدود ۸۰ درصد نفت و نزدیک به ۹۰ درصد گاز طبیعی مایع عبوری از تنگه، مقصدش بازارهای آسیایی بود. اما چین ممکن است از بحران کنترلشده و هرمز نیمهباز سود ببرد، اگر مسیر خودش باز بماند و هزینه سیاسی و نظامی بیشتر روی آمریکا بیفتد؛ در عین حال، بستهشدن کامل مسیر انرژی به زیان چین هم هست، چون شوک قیمتی و اختلال گسترده تجارت جهانی هیچ برنده پایداری ندارد، حتی برای پکن.
دادههای سامانه تسویه بینبانکی چین (CIPS) در بحبوحه جنگ جهشی غیرمعمول را نشان داده و به گفته چند منبع، دستکم بخشی از محمولههای نفت ایران که در همین دوره از هرمز رد شدهاند، با یوان تسویه شدهاند. یک گزارش تحلیلی منتشرشده در روزهای اخیر نیز چین را «برنده اصلی» بحران در میان اقتصادهای بزرگ آسیا معرفی کرده: ذخایر راهبردی و صنعت انرژیهای تجدیدپذیر پکن، این کشور را در برابر شوک انرژی مقاومتر از رقبای منطقهایاش نگه داشته و همزمان از موج جهانی سرمایهگذاری در خورشیدی، بادی و خودروی برقی هم سود برده است.
تز مرکزی این بخش را میتوان اینطور خلاصه کرد: چین در هرمز دنبال یک تناقض سودآور است — مسیر برای خودش باز بماند، اما نظم آمریکاییِ عبور آزاد و بیهزینه تضعیف شود. اگر ایران برای کشتیهای چینی یا محمولههای مرتبط با چین مسیر ویژه بسازد، تنگه دیگر باز یا بسته به معنای ساده نیست؛ باز بودن آن گزینشی میشود. اگر ایران بتواند چنین کانال سبزی برای چین بسازد، پرونده هرمز از دعوای باز یا بسته بودن تنگه عبور میکند و وارد مرحله تازهای میشود: تنگه باز است، اما نه برای همه به یک معنا.
پنج مسیر ممکن برای نقش چین
الف) کانال سبز چین
ایران به کشتیها یا محمولههای مرتبط با چین مسیر امنتر، سریعتر یا کمهزینهتر میدهد. برای ایران این یعنی نفس کوتاهمدت در صادرات، اما وابستگی بیشتر به چین، تخفیف نفتی سنگینتر، تسویه بیشتر با یوان و قدرت چانهزنی کمتر در آینده.
ب) حمایت از مدل عمانی-خدماتی
چین مستقیم عوارض ایران را تأیید نمیکند، اما از مدل خدماتی و چندجانبهتر حمایت میکند. تنش کمتری دارد، اما اگر شفاف نباشد، رانت و واسطهگری در همان مسیر باقی میماند.
ج) بهرهبرداری از بحران کنترلشده
چین میتواند از وضعیتی سود ببرد که آمریکا را در خلیج فارس درگیر نگه میدارد و مشروعیت آن را زیر سؤال میبرد، در حالی که خودش را میانجی مسئول نشان میدهد. برای ایران، این یعنی حکومت ابزار چانهزنی دارد، اما جامعه هزینه نااطمینانی، تورم، ریسک ارز و سرمایهگذاری معلق را میپردازد.
د) انتقال فشار آمریکا از ایران به چین
اگر کانال چین به تثبیت کنترل ایران بر هرمز کمک کند، آمریکا ممکن است سراغ تحریم شرکتهای کشتیرانی، بیمه، پالایشگاه یا واسطههای چینی برود. در این حالت یا چین عقب میکشد و مدل ایران ضربه میخورد، یا ایران عمیقتر به چین گره میخورد.
ه) بستهشدن کامل؛ سناریویی که چین هم نمیخواهد
چین از آشوب کنترلشده ممکن است سود ببرد، اما از انفجار قیمت انرژی، اختلال گسترده و رکود تجارت جهانی سود پایدار نمیبرد؛ این مرز مشترکی است که منافع پکن و ثبات اقتصاد جهانی در آن همجهت میشوند.
۱۰. اثر نهایی بر اقتصاد و معیشت ایران
هرچه هرمز بیشتر به ابزار کنترل و درآمد تبدیل شود، هزینهاش در اقتصاد ایران احتمالاً از همین مسیرها عبور میکند: نوسان و انتظارات افزایشی در بازار ارز؛ افزایش هزینه کالای وارداتی، مواد اولیه، حمل و بیمه در سبد تورم؛ فشار مستقیم بر دارو، غذا، نهاده و کالای ضروری در معیشت روزمره؛ تعلیق و صبر بنگاهها در تصمیم سرمایهگذاری؛ کندی و واسطهمحوری بیشتر در تجارت خارجی؛ و در افق بلندتر، وابستگی رو به رشد به چین و فاصله گرفتن از سرمایه، فناوری و بازارهای متنوعتر.
سه مسیر، پنج متغیر
توافق نرم (عمانی-خدماتی)
ارز: آرامتر · تورم: کاهش تدریجی فشار وارداتی · معیشت: بهبود با تأخیر · سرمایهگذاری: احتمال بازگشت محتاطانه · تجارت: روانتر و قابلاتکاتر
تداوم خاکستری (وضعیت فعلی)
ارز: نوسانی و شکننده · تورم: موجی و انتظاری · معیشت: فشار پراکنده اما مداوم · سرمایهگذاری: انتظار و تعلیق · تجارت: کند و پرهزینه
بازگشت درگیری یا حصر
ارز: جهش و بیثباتی شدید · تورم: شتابگیری کالایی · معیشت: کمبود و گرانی محسوس · سرمایهگذاری: رکود و خروج سرمایه · تجارت: افت صادرات و اختلال واردات
جمعبندی
هرمز برای جمهوری اسلامی فقط یک آبراه نیست؛ ابزار درآمد، حاکمیت و چانهزنی است. اما هرچه ایران بیشتر بخواهد از هرمز پول و کنترل بسازد، ریسک جنگ، بیمه، حمل، واردات، تورم و فرار سرمایه هم بیشتر میشود. چین ممکن است از این وضعیت خاکستری سود ببرد، اما اقتصاد ایران در خاکستری ماندن زندگی نمیکند؛ اقتصاد ایران برای سرمایهگذاری، واردات، تولید و معیشت به مسیرهای قابلپیشبینی نیاز دارد.
آینده اقتصاد ایران در همین جزئیات گیر کرده است: کشتی از کجا رد میشود، با اجازه چه کسی، با بیمه چه نهادی، با هزینه چه کسی، و با پولی که در نهایت به سفره میرسد یا در همان لولههای بسته میماند.
منابع و خوانش تکمیلی
Reuters – Iran insists on keeping control over Hormuz, senior Iranian sources say
reuters.com
The Guardian – Iran seeks to tighten control over Strait of Hormuz
theguardian.com
Le Monde – Iran and US negotiations stall over future of Strait of Hormuz
lemonde.fr
The Guardian – China is a clear winner from Trump's war in Middle East, report concludes
theguardian.com
AP – Iran starts to formalize its chokehold on the Strait of Hormuz with a 'toll booth' regime
apnews.com
AP – Iran warns oil tankers to use approved routes in Strait of Hormuz
apnews.com
The Guardian – Oman safe reopening plan for Strait of Hormuz
theguardian.com
Reuters – Hormuz disruption may have lasting impact on vulnerable economies
reuters.com
سنجههای این گزارش · روش تراز
این سنجهها بر پایهٔ روشِ تراز و محتوای همین گزارش تهیه شدهاند و در چارچوب روش کار تراز قابل خواندناند.
