قطع اینترنت و اقتصاد ایران

بیکاری دیجیتال؛ آسیبی که دیده نمی‌شود

گزارش اول پروندهٔ «اقتصاد بی‌اتصال»؛ وقتی اینترنت قطع می‌شود، گروه بزرگی از شاغلانِ دیجیتال درآمدشان را از دست می‌دهند، بی‌آنکه در هیچ آمار رسمی دیده شوند.

نوع پرونده
به‌روزرسانی ۵ ژوئیه ۲۰۲۶
خلاصهٔ سریع

وقتی اینترنت قطع می‌شود، آماری که دولت از بیکاری می‌دهد تکان نمی‌خورد؛ اما زیر همان آمارِ بی‌حرکت، گروه بزرگی از مردم که با اینترنت کار می‌کردند، یک‌شبه بی‌کار می‌شوند بی‌آنکه در هیچ دفتری ثبت شوند. فریلنسر، فروشندهٔ اینستاگرامی، مترجم، برنامه‌نویسی که برای کارفرمای خارجی کار می‌کرد — اینها نه اخراج می‌شوند نه استعفا می‌دهند؛ فقط درآمدشان صفر می‌شود.

برداشت تراز: قطع اینترنت در ایران یک بیکاریِ بی‌صدا تولید می‌کند که در آمار رسمی دیده نمی‌شود، ولی در دخل خانه‌ها کاملاً واقعی است.

۷۹٪افت سفارش‌های یک پلتفرم خدماتی در ۲۱ روز قطعی (گزارش آچاره)
۴۴٪کاهش درآمد یکتانت در یک بازهٔ بحرانی، طبق صورت مالی کدال
۲۱۰هزار+متخصص خدماتیِ متکی به یک پلتفرم که کارشان مختل شد

یک بیکاری که در آمار نیست

هر بار که اینترنت در ایران قطع می‌شود، یک عدد هست که عوض نمی‌شود: نرخ بیکاری. مرکز آمار سرِ فصل بعد رقمش را اعلام می‌کند و انگار نه انگار که هفته‌ها بخشی از اقتصاد خاموش بوده. علتش در خودِ تعریف است. نرخ بیکاری رسمی کسی را بیکار می‌شمارد که هم‌زمان سه شرط داشته باشد: کار نکند، آمادهٔ کار باشد، و فعالانه دنبال کار بگردد. کسی که خوداشتغال بوده و درآمدش یک‌شبه قطع شده، در این قاب درست جا نمی‌گیرد؛ او کارش را رها نکرده، فقط دیگر از آن پولی در نمی‌آید. روی فلَنسر و پونیشا پروژه می‌گرفت، در اینستاگرام لباس می‌فروخت، برای یک شرکت آلمانی از خانه‌اش در کرج کد می‌زد — وقتی اینترنت می‌رود، نه اخراج شده، نه در صف بیمهٔ بیکاری ایستاده. فقط دیگر پولی در نمی‌آورد.

این آدم‌ها کم نیستند. مشکل اینجاست که هیچ‌کس دقیق نمی‌داند چند نفرند، چون اساساً جایی شمرده نمی‌شوند. اما می‌شود از لبه‌ها به اندازه‌شان پی برد. وقتی قطعی دی‌ماه ۱۴۰۴ تمام شد، پلتفرم خدماتی آچاره گزارشی از داده‌های خودش منتشر کرد — تصویری از یک شرکت، نه کل اقتصاد، ولی گویا. در آن ۲۱ روز، سفارش‌هایش ۷۹ درصد افت کرده بود. این پلتفرم به بیش از ۲۱۰ هزار متخصص خدماتی وصل است — نصاب، تعمیرکار، نظافتچی، کسانی که کارشان را از طریق همان اپ پیدا می‌کنند. برای اینها قطع اینترنت یعنی قطع مشتری. و نکتهٔ تلخ‌تر گزارش این بود که پلتفرم بعد از پایان قطعی، تازه به سطح سال قبلش برگشت؛ یعنی یک سال رشد، در سه هفته بخار شد.

این الگو فقط مال یک شرکت نیست. هر جا مدل درآمد به حضور مداوم کاربر آنلاین وصل بوده، همین بلا نازل شده. تپسل، که یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌های تبلیغات آنلاین کشور است، در طول عمرش میزبان بیش از ۱۴۰ هزار ناشر — وب‌سایت و اپلیکیشن — و ده‌ها هزار تبلیغ‌دهنده و برند بوده. وقتی اینترنت قطع می‌شود، هر دو سرِ این بازار هم‌زمان می‌خوابد: نه کاربری هست که تبلیغ ببیند، نه ناشری که از نمایشش پول بگیرد. شرکت پلکان به نقل از داده‌های یکتانت نوشت که در یکی از همین دوره‌ها، حدود ۶۰ درصد ناشران آنلاین کاهش درآمدی بین ۲۰ تا ۱۰۰ درصد را تجربه کردند. صفر تا صد — یعنی بعضی‌ها کلاً به صفر رسیدند.

وقتی شرکت بزرگ هم زمین می‌خورد، فریلنسر دیگر چه بگوید

برای اینکه بفهمیم این فشار چقدر جدی است، بد نیست به جایی نگاه کنیم که ارقامش علنی است. یکتانت یک شرکت بورسی است و صورت مالی‌اش روی سامانهٔ کدال منتشر می‌شود؛ یعنی نمی‌تواند رقم را بزک کند. در بازهٔ بحرانیِ خرداد ۱۴۰۴ — همان روزهای دوازده‌روزهٔ جنگی — درآمد ماهانه‌اش از حدود ۲۰۷ میلیارد تومان در اردیبهشت به ۱۱۴ میلیارد در خرداد سقوط کرد؛ افتی نزدیک به ۴۴ درصد. خود شرکت دلیلش را صریح نوشت: کاهش فعالیت در روزهای پایانی برای حفظ نیروی انسانی، و افت تقاضای تبلیغات در آن بازه.

حالا این را بگذارید کنار وضع یک فریلنسر. اگر شرکتی با چند ده میلیارد تومان درآمد ماهانه و تیم حقوقی و مالی، از یک دورهٔ کوتاه ۴۴ درصد ضربه می‌خورد، آدمی که تنهاست و تمام درآمدش از دو سه پروژهٔ ماهانه می‌آید، در همان شرایط عملاً به صفر می‌رسد. فرقش این است که افت درآمد یکتانت در کدال ثبت می‌شود و خبرش در رسانه‌ها می‌آید؛ اما صفر شدن درآمد آن فریلنسر هیچ‌جا ثبت نمی‌شود. او فقط یک ماه اجاره‌اش عقب می‌افتد.

و قطع اینترنت برای این گروه فقط «نرسیدن به سایت» نیست. زنجیره‌ای از کارها هم‌زمان می‌ایستد. ابزارهایی که کارِ روزمره بهشان بسته است — اسلک، گوگل‌میت، اسکایپ، جیرا — از دسترس خارج می‌شوند. سامانه‌های پرداخت و احراز هویت کار نمی‌کنند. و چون دور زدن فیلتر هم سخت‌تر از همیشه شده، حتی همان مسیرهای جایگزین هم بسته می‌شود. یک متخصص ایرانی که برای کارفرمای خارجی کار می‌کند، در این وضعیت نه می‌تواند با کارفرما حرف بزند، نه فایل تحویل بدهد، نه پولش را بگیرد. کارفرما هم منتظر نمی‌ماند؛ پروژهٔ بعدی را به یک نفر دیگر در کشوری دیگر می‌دهد. این آخری از همه مهم‌تر است، چون ضربه‌اش بعد از وصل شدن اینترنت هم باقی می‌ماند.

چرا این بیکاری «پنهان» است

سه دلیل دست‌به‌دست هم می‌دهند تا این بیکاری در آمار گم شود.

اول، شکل اشتغال. مسئله این نیست که آمار رسمی الزاماً فقط شغل‌های رسمی را می‌شمارد؛ مسئله این است که ابزارهای معمول سنجش بازار کار، افت ناگهانی درآمد در کارهای خوداشتغالی، پلتفرمی و فریلنسری را با همان سرعت و وضوحی که در دخل خانه رخ می‌دهد، ثبت نمی‌کنند. تا وقتی فصل بعد و پرسش‌نامهٔ بعدی برسد، ضربه خورده و گذشته است.

دوم، موقتی به نظر رسیدن. قطعی که تمام می‌شود، فرض همه این است که «همه‌چیز برگشت سرِ جایش». اما گزارش آچاره دقیقاً همین فرض را رد کرد: برگشتن اینترنت به معنی برگشتن کسب‌وکار به نقطهٔ قبل نیست. مشتری‌ای که در آن سه هفته عادتش عوض شده، کارفرمایی که رفته، فروشگاهی که دنبال‌کننده‌اش را از دست داده — اینها با وصل شدن اینترنت بر نمی‌گردند.

سوم، پراکندگی. این نیروی کار یک کارخانه نیست که تعطیلی‌اش تیتر شود. چند صد هزار آدم است که هرکدام در خانه‌ای، گوشه‌ای، تنها نشسته‌اند. صدایشان جمع نمی‌شود. برآوردهای خسارت روزانه هم خودشان دامنه‌ای پراکنده دارند: روایت‌های دولتی رقم را حدود ۱۵ میلیون دلار در روز گفته‌اند، در حالی که برآورد مستقلِ سایمون میلیانو با ابزار COST نِت‌بلاکس به حدود ۳۷.۴ میلیون دلار در روز می‌رسد. این عددها هرکدام جای خود درست‌اند، اما سرد. آنچه در آن‌ها دیده نمی‌شود، چهرهٔ آدمی است که پشتشان است.

این فقط دربارهٔ یک قطعی نیست

نکته‌ای که این گزارش می‌خواهد روشن کند این است: مسئله صرفاً خسارت یک رویداد نیست، یک تغییر ساختاری است. وقتی قطع اینترنت از یک اتفاق نادر به یک احتمال همیشگی تبدیل می‌شود، خودِ کارِ دیجیتال در ایران ریسک‌دار می‌شود. کارفرمای خارجی پیش از سپردن پروژه دو بار فکر می‌کند. متخصص جوان به جای ساختن کسب‌وکار آنلاین، به فکر مهاجرت می‌افتد. و این هزینه‌ای است که در هیچ آمار روزانه‌ای نمی‌آید، چون در آینده پرداخت می‌شود، نه امروز.

اگر ساده بگوییم

خیلی‌ها در ایران نان‌شان از اینترنت در می‌آید، بی‌آنکه کارمند جایی باشند: کسی که آنلاین چیز می‌فروشد، کسی که از خانه برای یک شرکت خارجی کار می‌کند، کسی که سفارش‌هایش را از یک اپ می‌گیرد. وقتی اینترنت قطع می‌شود، اینها بی‌کار نمی‌شوند به آن معنایی که در اخبار می‌گویند؛ فقط درآمدشان قطع می‌شود و هیچ‌جا هم ثبت نمی‌شود که قطع شده.

برای همین وقتی می‌گویند «نرخ بیکاری تغییر نکرد»، این یعنی سیستم این آدم‌ها را نمی‌بیند، نه اینکه آسیبی ندیده‌اند. و بدتر اینکه وقتی اینترنت بر می‌گردد، کارشان لزوماً بر نمی‌گردد؛ مشتری و کارفرمایی که رفته، رفته.

روش و منابع
هدف گزارش این گزارش برآورد ملی از تعداد کل «بیکاران دیجیتال» در ایران نیست. هدف آن نشان‌دادن یک نوع آسیب پنهان در بازار کار است: قطع یا سقوط درآمد کسانی که از راه خوداشتغالی، کار پلتفرمی، فریلنسری، فروش آنلاین یا همکاری از راه دور با اینترنت کار می‌کنند، اما در آمار رسمی بیکاری با همان سرعت و وضوح دیده نمی‌شوند.
منابع تعریف آماری بیکاری بر پایهٔ معیارهای رایج بازار کار (بدون کار بودن، آمادهٔ کار بودن، جست‌وجوی فعال کار)؛ گزارش داده‌های آچاره دربارهٔ افت سفارش‌ها در دورهٔ قطعی و اثر آن بر متخصصان متصل به پلتفرم؛ داده‌های عمومی تپسل دربارهٔ مقیاس شبکهٔ ناشران و تبلیغ‌دهندگان؛ صورت‌های مالی و گزارش‌های افت درآمد یکتانت در بازهٔ بحرانی خرداد ۱۴۰۴؛ و برآوردهای خسارت اینترنت با اتکا به روایت‌های رسمی/صنفی و مدل‌های مستقل مانند COST/NetBlocks (به‌عنوان دامنهٔ تقریبی، نه عدد قطعیِ خسارت کل اقتصاد).
سطح اطمینان متوسط. داده‌های شرکتی و بورسی تصویر روشنی از فشار بر بخشی از اقتصاد دیجیتال می‌دهند، اما دادهٔ ملیِ منظم دربارهٔ فریلنسرها، فروشندگان شبکه‌های اجتماعی و نیروی کار پلتفرمی وجود ندارد.
نقطهٔ کور تعداد واقعی افرادی که در دوره‌های قطعی اینترنت درآمدشان به صفر یا نزدیک صفر رسیده، هنوز قابل محاسبهٔ دقیق نیست. این گزارش از شواهد موجود برای نشان‌دادن الگو استفاده می‌کند، نه برای اعلام عدد نهایی.
آخرین به‌روزرسانی ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ / ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶

سنجه‌های این گزارش · روش تراز

نوع منبعتحلیلی — بازارِ کارِ دیجیتال
سطح اطمینانمتوسط
سطح ریسکمتوسط رو به بالا
نقطهٔ کوردادهٔ اشتغالِ فریلنس و پلتفرمی
سناریوی جایگزینرشدِ بیکاریِ پنهانِ دیجیتال
محرک بازبینیدادهٔ درآمدِ ارزیِ فریلنسرها و قطعی‌ها
استفاده از AIبرای دسته‌بندیِ منابع و ساختاردهیِ اولیه؛ داوریِ نهایی، انتخابِ منبع، تیتر و سطحِ ریسک انسانی و سردبیری بوده است.

این سنجه‌ها بر پایهٔ روشِ تراز و محتوای همین گزارش تهیه شده‌اند و در چارچوب روش کار تراز قابل خواندن‌اند.

این تحلیل با روش تراز ساخته شده — منبع، سطح اطمینان، ریسک و سناریو.